حکیم تجلی نامی از اسماء خداوند تبارک وتعالی درعالم است.

  خداوند متعال در عرش خود هیچ کاری را بی دلیل انجام نمیدهد و بنده ی حکیمش در دنیا بدون نقشه ی جامع کاری نمیکند،حرفی نمیزند وجایی نمیرود و درثانیه ثانیه وجای جای زندگی خود خدا را درنظر میگیرد.او هیچ وقت قائل به زمان ومکان وحتی فرد نیست.او منتظر شخص نمیماند تا بیاد ودست اورا بگیرد بلکه میرود خودش بستر را پیدا میکند وخودش جریان ساز میشود.اوتمام تلاشش را میکند تا زندگیش را به معنی واقعی کلمه اسلامی کند از آب خوردنش بگیر تاانتخاب همسر وشغل وخانه اش.

  حکیم تا آنجایی پیش میرود که خداوند کارش را با دست او انجام میدهد،حرفش را با زبان او میزند، آن وقت است که میشود ولی الله میشود خلیفة الله.

  حال سوال اینجاست که آیا کودکان ما درجامعه ی اسلامی با این نوع سیستم آموزشی حکیم بار می آیند؟


بارها ازکسانی که فرزندانشان به خطا وانحراف کشیده شده اند شنیده ایم که میگویند:(مگرچه چیزی درتربیتش کم گذاشتم ویا چه مال حرامی سرسفره ام آوردم که حالا ثمره ی زندگیم به این حال و روز افتاده؟)درست است که مال حلال به سرسفره آورده واجمالا چیزی در تربیت فرزندش کم نگذاشته،ولی خوب که دقت میکنی میبنی که درتربیت فرزند به طور کامل ازسیره اهل بیت(ع)استفاده نکرده وچه بسا فاصله گرفته.

  نگاهی کوتاه که به سیره میاندازی میشوی که به طور مثال  ائمه اطهار(ع) درمسئله ی ازدواج زیاد سخت گیر نبودند؛اگر پسری میخواست ازدواج کند همین که توانایی و جوهر کارکردن وتوانایی اداره زندگی را داشت درامر ازدواج او کوتاهی نمیکردند،وهمچنین اگر برای دختری خواستگاری می آمد همین که انسان باتقوا وخوش اخلاق واهل کار بود کفایت میکرد وبیش از این سختگیری نمیکردند.

 ولی امروزه متاسفانه میبینیم که به دلیل همین سختگیری ها حتی جوانان مؤمن وانقلابی ما در معرض انحراف وگمراهی قرار گرفته اند.

  نکته دیگری که از آن دورشدیم این است که در سیره تأکید شده است که فرزند ازهمان کودکی باید وارد فضای تجارت ودیگر عرصه های اجتماعی شود؛درحالی که میبینیم فرزندانمان را آنقدر محدود در درس وکتاب کرده ایم که نه تنها توانایی فعالیت در بازار را ندارند بلکه حتی درتوانایی های اجتماعی خود ضعف دارند تاجایی که حتی توانایی فرماندهی یک گروه کوچک راهم ندارند واین در حالی است که درزمان ۸سال دفاع مقدس فرماندهان۱۷ساله یک گروه را به خوبی هدایت میکردند.

   ان شاالله که با سیری درسیره بتوانیم جوانانی تربیت کنیم که ثمره ی این تربیت زمینه سازی ظهور و ایجاد جامعه ای اسلامی به معنی واقعی کلمه باشد.